به مسعود و پیشمرگه هایش درود

در تابستان 1393 حکومت اسلامی معروف به داعش که گروهی خونریز و خون آشام و ویران کن و آتش افروز و متجاوز به جان و مال مردم هستند و بوسیله کشورهای عرب نفتخیز منطقه تقویت میشوند و اصلا همان ارتش صدام حسین هستند که در بمباران شیمیایی حلبچه 5000 کرد را به خاک و خون کشیدند، بار دیگر بر سر کردهای ایزدی با تانک و زره پوش به سنجار تاختند.

ادامه نوشته

هزار و یک شب کرمانج

کتاب هزار و یک شب کرمانج نوشته کلیم الله توحدی امروز ۹۲/۹/۱۸/منتشر شد. توصیحات بیشتر در روزهای آینده.

کلیدر

 
جدیدترین کتاب او کلیم الله توحدی با عنوان « کلیدر در اسناد و واقعیات» منتشر شد. علاقمندان فرهنگ ایران با رمان پرآوازه « کلیدر» نوشته محمود دولت آبادی نویسنده سرشناس این مرزوبوم آشنایی دارند. از نام کتاب نیز مشخص است که کلیم به سراغ واقعیت های قیام گل محمد کلمیشی بر علیه تجاوزات و ظلم و جور رفته است و با آشنایی که با بازماندگان و حتی چند نفر از بازیگران اصلی آن قیام ( نظیر حاج صبرخان) داشته، روایت دست اول و دقیقی از چندوچون قیام کلمیشی ها و چگونگی آن و سرانجامش ارائه کرده است.
این کتاب در 388 صفحه در چاپخانه دانشگاه فردوسی مشهد چاپ گردیده است و به همراه یک عدد CD همراه در اختیار خریداران محترم قرار می گیرد. توجه داشته باشید که در هنگام خرید کتاب، حتما CD صوتی را نیز از فروشنده دریافت نمائید.

مراکز پخش:
تهران: انتشارات نما تلفن: 66464593-021
... مشهد: انتشارات آوای رعنا تلفن: 09151103537
اوغاز ( مؤلف): 6355608-0585
بجنورد ( آقای موسی باغچغی): 09151875834
شیروان ( آقای احمدی): 09151887638

کلیدر در اسناد و واقعیات

با سلام خدمت دوستان عزیز و گرانقدر

به اطلاع می رسانم ، کتاب جدید آقای توحدی به نام  کلیدر در اسناد و واقعیات (خان کلمیشی ) چاپ و روانه بازار گشت. این کتاب را می توانید از کتابفروشی های معتبر تهیه فرمایید. ضمنا کتاب  هزار و یک شب کرمانج نیز به زودی به دست شما عزیزان خواهد رسید.

به امید سالی خوب

نام کتاب

با سلام خدمت تمامی دوستان عزیز

به اطلاع می رسانم کتاب جدید پدرم ، ( هزار و یک شب کرمانج) ، نام گرفت. به زودی چاپ و انتشار می یابد.

با سپاس

نیلوفر

پیشنهاد بدهید

با سلام خدمت دوستان گرامی

کتاب جدید آقای توجدی آماده چاپ است و به زودی روانه بازار می گردد. این بار ایشان تصمیم گرفته اند به پاس تشکر از شما فرهنگ دوستان عزیز انتخاب عنوان کتاب جدیدشان را به شما محول کنند. در این کتاب ایشان به بررسی فرهنگ ، هنر ، موسیقی و خوانندگان پرداخته اند . برای تصمیم گیری بهتر شما دوستان قسمتی از فهرست کتاب را قرار می دهم تا با توجه به آن اسمی که متناسب می باشد را پیشنهاد بفرمایید . از همکاریتان سپاسگزارم.

*سوز و گداز عشق (ابن غریب شاعر کرمانج دوره صفویه )
*گلجان و مردان ، دلدادگان کوهستان ( عشق شکوفا شده از ناله نی)
*فلسفه آهنگ درگز در موسیقی کرمانجی
*هنر نمایی و مشاعره بخشی های ترک و کرد درگزی در زمان اللهیار خان
*بانو پری درونگری ، ستاره ای درخشان در آسمان موسیقی کرمانجی
*مرجان ،دختر کرد چناران
*آهنگ پری جان . یادگاری از پری کاویانلو در اواخر دوره قاجار
*بانو شیروانی (مهبانو)
*کور اوغلی (حماسه آفرینی روشن کرد جلالی در دوره شاه عباس در موسیقی کرمانجی )

تسلیتی به پیشگاه اهالی ذوق و هنر  هوالباقی

تسلیتی به پیشگاه اهالی ذوق و هنر

هوالباقی

استاد علی آبچوری به خانه نو نقل مکان کرد

(گشتی چوون ژه جهانی ، ده س وه تالو نا ئومیده؛ جعفر قلی)

استاد قوشمه نواز شادروان علیخان یزدانی معروف به آبچوری ، پس از عمری آوارگی و خانه به دوشی و اجاره نشینی ، سر انجام به خانه ای که آفریدگارش برایش تهیه دیده بود ، نقل مکان کرد. 28 دیماه 1389 –بجنورد

آبچوری ستاره ای درخشان در آسمان فرهنگ و هنر خراسان بود که پس از یکدوره زندگی توام با فقر و رنج  از کهکشان افول کرد و ناپدید شد. بزرگ هنرمندی که نخستین برنامه رادیو کردی در خراسان با قوشمه دل انگیز او آغاز شد و در آسمان

ایران طنین افکن گردید، اینک ما را در غم خویش داغدار نموده است.چنانکه پیشتر از او در دو سال گذشته دیگر اساتید بزرگ موسیقی ما نیز رخت بر بستند. همچون شادروانان: حسین ببی ، شیخ محمد سملغانی از خطه بجنورد ، پرویز زنبیلباف از اسفراین و علی رزم آرا در مشهد که رهسپار این وادی بی برگشت شدند.

غم از دست رفتن این اساتید فرهیخته را به عموم مردم هنر دوست ایران و به ویژه کردهای هنر پرور خراسان تسلیت گفته و برای آن عزیزان رحمت پروردگار را خواستاریم و برای دودمانشان صبر و توکل.

غرض نقشی است کز ما باز ماند                      که هستی را نمی بینم بقایی

مگر صاحبدلی از روی رحمت                         کند بر حال مسکینان دعایی

 

                                                         خراسان کلیم الله توحدی.کانیمال

درگذشت استاد عبيدالله ايوبيان

با سلام و درود فراوان

درگذشت و فقدان استاد بزرگوار جناب آقاي دكتر عبيدالله ايوبيان را به همه هم ميهنان كرد به وي‍ژه مردم خوب مهاباد تسليت عرض مي نمايم. روحش شاد.

جواب آن ترک خراسانی

دوستی که خود را ترک خراسانی معرفی کرده!

قطعا بداند که من او را کاملا می شناسم ، بهتر بود خودت را ترک معرفی نمی کردی و به حیثیت ترکان خوب خراسان لطمه وارد نمی کردی که فردی همچون تو ررا در میان خود داشته باشند. من در میان ترکها بیشتر از کردها یار وفادار دارم و من تنها کسی هستم که در خراسان به شعر و فرهنگ ترک پرداخته ام. از اینکه مرا دروغگو کرده اید ، همه مردم مرا می شناسند ، امیدوارم روز شناسایی تو به مردم هم دیر زمانی نپاید.

1-     اگر تو دروغگو نیستی ، بگو من در کدام کتابم و در چه صفحه ای نوشته ام در دو سالگی به فکر جعفر قلی بوده ام تا خوانندگان دریابند؟

2-     اگر تو دروغگو نیستی ، بگو من در کجا مخدومقلی ( نه مختومقلی ) شاعر معروف ترکمن را کرد نوشته ام؟

3-     تو نترس از اینکه من بگویم ناپلئون ترک است !! زیرا سندی در ترک بودن ناپلئون موجود نیست .

4-     بگو در کدام کتابم مردم شریف جوین و به قول تو ( مردمک جوین ) را آنچنان که می گویی معرفی کرده ام؟

5-     منهم می گویم بر دروغگو لعنت ، که دروغگویی صفت ایرانیان با فرهنگ و ادب نیست و سر منشا تمام رذایل است.

6-     در پایان خود را لو داده ای که من گفته ام ( دیگر نمی نویسم ) باید بگویم چون سواد کافی برای خواندن اوراق من  نداری موضوع را درک نکرده ای. خوب بود از یک نفر با سواد تر می خواستی آنها را برایت بخواند . من ادعای داشتن سیکل ، دیپلم و لیسانس نداشته و ندارم و همواره گفته ام ( من یک چوپان کرد هستم)، حرکت تاریخی کرد به خراسان –جلد 2 ص602

اگر از کسی می خواستی شعر مرا درباره (شیر علی چوپان ) برایت بخواند ، شاید می فهمیدی که به شیر علی چوپان افتخار کرده و غبطه خورده و خطاب به او گفته ام :

کاش از تو جدا نمی گشتم                                              تا که بودم کلیم کوهستان

بنابر این بار هم اگر خواستی چیزی بنویسی با یک نفر سواد دار مشورت کنی تا اراجیفی را که به هم بافته ای ، به غلط (عراجیف) ننویسی. امیدوارم خداوند همه ما را به انصاف و تعقل واداشته و از یاوه گویی بر کنار دارد.

 

پاسخ به خوانندگان گرامی

برادران بزرگوار و خردمند و فرهیخته ام آقایان ؛

     اسماعیل حسین پور ، هرمان ، علی رضا خانی ، فیضی رهورد ، مرتضی شفیعی ، فروزان

 مهر ، جواد کلیدری ، میدیا ، آرمین باقرزاده ، رضا سملقانی ، محمد خسروی و ...

 

      پیام های زیبا و تشویق آمیزتان موجب دلگرمی و تحرک هر چه بیشتر حقیر گردید . چشم

امیدم به شما نسل جوان تحصیل کرده است . سالهاست که ما چوب غفلت پدرانمان را می

خوریم که هیچ گونه سیاست و آینده نگری و دفاع از حریم فرهنگی خویش را نداشتند.

 

      با اینحال نمیشود آنها را خیلی هم سرزنش کرد ، هر چه بود ، آنان زبان و آئینهای خود را

حفظ کردند ، گر چه سواد کافی نداشتند. اما نسل ما نیز هیچ شاخه گلی بر سر خود نزده

است. از فرهنگ و سنتهای خود روز به روز فاصله می گیرد و غربزده و بیگانه می شود.

 

      نه مادران کرد ، اکنون فرزندان کرد می زایند و نه پدران کرد فرزندان کرد تربیت می کنند .

به هر روستا که سر بزنید ، می بینید مادران نو خاسته کرمانج ادای فارسی حرف زدن با

کودکانشان را در می آورند . در حالیکه هیچ توشه و آگاهی از فرهنگ خود ندارند . ننگ بر چنین

 مادرانی باد که امروز همه جا حتی در میان ایلات و عشایر چادر نشین نیز با آنان مواجه

هستیم.

      جلو نابودی لباس زیبای زنان کرمانج را گرفتم و آنها را دوباره به راه آوردم که اکنون نمونه

هایش را در عروسی ها می بینید . اما از عهده زبان نا سالم این مادران نو خاسته که آفت زبان

 و فرهنگ ما هستند ، بر نمی آیم و سخت ملولم.

    عزیزانم ؛ از اینکه دیر وقتی است پاسخ شما را نداده ام ، دلگیر شده و حمل بر بی توجهی

حقیر فرموده اید.

    خدا می داند چنین نیست . حد اقل زن و فرزندانم می دانند که من وقت غذا خوردن به

راحتی را هم ندارم . در کنار سفره نیز قلم و کاغذ در دست دارم. برای امرار معاش خانواده

 مجبورم روزها در اوغاز بیل بزنم و زمین را بکارم و شبها تا پس از نیمه شب مشغول نوشتن

 فرهنگ کرمانجی هستم ، در همه موارد ، فرهنگ، هنر ، تاریخ ، آئین و مراسم ، ترانه ها ،

سرگذشت ها و ...

   افسوس که عمرم ضایع شد و هدر رفت . نیم اول در چوپانی و کوهها و سربازی و غیره

گذشت و نیم دیگر در زجر و شکنجه و زندان و بی پولی گذشت . خیلی آرزو داشتم به فرهنگ

و هنر کرمانج سر و صورتی بدهم ؛ اما پول لازم را ندارم . حتی گاهی اوقات نمی توانم کتاب

مورد نیازم را از کتابفروشیها خریداری کنم . با حقوق نا چیز بازنشستگی که هزینه خانواده را

هم تکافو نمی کند ، چه می توان کرد ؟

    این در حالی است که یک ملیون کرد ساکن خراسان با لاف زدن ، قادر به چاپ و انتشار یک

 مجله هم نیستند ،در حالیکه من با هر فقر و بدبختی بوده تا کنون 15 جلد کتاب چاپ و منتشر

کرده ام ، افسوس که:

 

درم داران عالم را کرم نیست                                         کرم داران عالم را درم نیست

 

       خوب می دانم بسیاری از کردهای ما دربیهوده نشینی خود ، هر بار صدها هزار تومان

نفله می کنند. اما ، حاضر نیستند یک کتاب تاریخی کرمانج یا شاهنامه ای و  حتی دیوان جعفر

قلی را بخرند و از اشعار زیبایش لذت ببرند . فقط یاوه گویی و لاف زنی  نقل مجالس آنهاست

!!

     در حال حاضر چندین جلد کتاب  آماده چاپ دارم ، هر کس می خواهد بیاید برای خودش

چاپ کند ، دیگر خسته شده ام .

از دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست

      اما ، علی رضا خانی عزیز ، حقیر از اشعار ( شاکه و خان منصور ) از سردارن نادر شاه در

جنگ قندهار کاملا بی خبر هستم . کاش پیش از چاپ کتاب (نادر صاحبقران ) آن اشعار را برایم

 می فرستادید که همچون اشعار سرهنگ الماس خان کندوله ای دیگر سردار نادر شاه  چاپ

 می کردم . جنگ قندهار در سال 1150 قمری بود . سرداران کرد و لر بودند که قندهار را پس

از یکسال محاصره برای نادر شاه فتح کردند. قطعا به استناد این سروده ها آنها نیز در جنگ

قندهار و جنگ هندوستان شرکت داشته اند.

امیدوارم کتاب مستند (نادر صاحبقران ) مرا ، شما و هر ایرانی غیرتمند خوانده خوانده باشید و

 بخوانند و بر غیرت و شجاعت این بزرگمرد تاریخ ایران آفرین بگویند . در حال حاضر سخت

مشغول دو کتاب (فرهنگ کرمانجی کلیم ) و ( خانی کلمیشی) _اسناد و حقایق کلیدر _

هستم که هر دو دارند تایپ می شوند.

 

        امیدوارم از درد دل های من ، آزرده نشده باشید و مایوس نگردید . فقط بدانید که تا لحظه

 مرگ در حال تحقیق و پژوهش و نوشتن هستم و آنها را آماده چاپ می کنم تا نسل های بعد

 بتوتنند آنها را به چاپ برسانند و بدانند که حقیر در چه دوره و زمانه ای و چه نسلی از مردم ،

 درگیر بوده ام و راه گلایه ای برایشان باقی نگذارم که با بودن این قوم ، زورق شکسته ما به

 ساحل نجات نخواهد رسید مگر ؛

ژه خادی دا وه نه زه ر وه                                        کانیه ک له ناو کالان ده روه

 

برانگی وه : کلیم کانیمال

15/9/1388 مشهد